درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : خانم کاف
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اندرونــی
وبــلاگ شخصی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 12 فروردین 1394 :: نویسنده : خانم کاف

دوازده فروردین ۹۴ من سرشار حس های غیر دوست داشتنی و دوست داشتنی. من ه در باطن غمگین. چقدر آدم ها درگیر و دار باور ها و آیین هاشون هستند. من فارغ از هرچیز در حسرت آسایشی ام که ازم دزدیده  شده چه در این مثلا تعطیلات چه در بعد از تعطیلات. بی همزبانی چه میکنه با روح و جسم. دالش با این نبودن ها خودش رو نه حق حیات و ازم گرفته بی اینکه بدونه.  رفیق همیشه لبخند. کاش یاد می گرفتیم کاش میشد تو دوستی ها جنسیت بی اهمیت باشه. آدم هایی مثل اون ترسناکن آنچنان غیب میشن که حضورشون هم تردید میشه برات. ط به ح گفت سس درست کن کاف ببینه بلدی یاد دالش افتادم که با چه هیجانی توضیح میداد سس درست میکنه و سفره رو چجوری میچینه.‌یاد شبی که فرداش راهی سربازی بود. چه بدونم. وقتایی که خاله هاش زنگ می  زدن و جواب نمی داد می گفت با من که کار ندارن. حالا که هر از چند گاه از دلتنگی پی ام میدم و ج نمیده چشم هاش و میبینم که می خونه و می بنده. چه لبخند تلخی میشینه رو لب هام که تنها هم صحبتم چه بیگانه گی میکنه بام. تمام تلاشم رو کردم چه می کردم.

 تو آن نکنی که من شوم شاد

وان کس نه منم که نارمت یاد




نوع مطلب :


پنجشنبه 6 فروردین 1394 :: نویسنده : خانم کاف
به کدوم یک از شخصیت های کتاب هایی که خوندم نزدیکم؟ امروز این و ار خودم پرسیدم. پااسخ ساده بود سگ ولگرد صادق هدایت. اون گرستته دنبال غذا بود. من تشنه نبال محبت. من در بودن دارم نبودنم رو می بینم. نادیده گرفته شدن های پیاپی. نشنیده شدن های پیاپی. اانگار دشمنم. مدام داره سمتم شلیک میشه بی توجهی ها. باید همون شب که فرن و سی و اندی هفته باردار بودم و غرق بودم تو حس نبودن اون تیغ و می کشیدم و خلاص. حالا فقط و فقط فرن  ِ که به زندگی وصلم می کنه. خود فرن نه ترس از آینده ی فرن. دخترک محبوبم خدای مادرش روی زمینه. و من چه بد بنده ای ام اگر فدایی ش نشم. 



نوع مطلب :


چهارشنبه 5 فروردین 1394 :: نویسنده : خانم کاف
گند شده ححال و روزم, اىن همه خبر قتل, اىن جماعت تشنه به خون, خشونت هاى عجیب غرىب, تف به زن براى متحمل شدن اىن شکنجه ها, تف به سکوت در برابر جهالت, مى گفت داداشم میگه اینا به دردت نمى خوره من هم مى پذىرم, با افتخار هم مى گفت میزان شعور  و آگاهى زن رو پایىن نگه میدارن که سوارى بگیرن, تف تف, فرخنده بیچاره





نوع مطلب :


یکشنبه 2 فروردین 1394 :: نویسنده : خانم کاف
محکم, استوار, خودتو نباز, تظاهر کن, با تظاهر میشه رسید به خود سابق, تظاهر کن دختر, خوددار باش, برا خودت وقت بذار, خودتو در معرض سنجش توسط دىگران قرار نده, دوست دارم




نوع مطلب :


پنجشنبه 28 اسفند 1393 :: نویسنده : خانم کاف
اینکه یک طرفه کسی و دوست داشته باشیم مسخره نیست. خریت نیست، بد نیست. گوته میگه گیرم که تو را دوست دارم به تو چه؟ وقتی کسی و دوست داریم تمام لذتش برای ماست. اگر بلد باشی عاشقانه زیستن رو. این حس فوق العاده ست. پر از انگیزه ست و شادمانی و دیوانگی های شیرین. 

امروز می خواستم شیرینی بپزم.  وقت نیست. چقدر علاقه مند شدم بهش. شیرینی پزی پر از خلاقیته و جا برای ابداع شیرینی های جدید و خوشگل زیاد. دوسش دارم فراوان. 

همین دیروز بود که همه خانم ها مینوشتن و این منم زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد تقویم ها یک اسفند رو نشون می دادن. حالا بهار آمده. انگاز تابستان خیلی گرمی و پیش رو داریم از اون تابستان ها که باید فوطی آب دستمون باشه بیرون رفتنی. من امسال شال های شاد خریدم. اینقدر که مامان بزرگ نصیحت کرد و حتی سرکوفت زد. میگه بچه جوون باید شاد بپوشه. تر و تمیز باشه آرایشگاه رفته باشه. موهاش رنگ شده باشه. چه بدونم. میگفت من که نمی دونم شماها چرا اینجوریین من خوشم نمیاد!! 

من خانواده مادریم رو بی نهایت دوست دارم. مامان بزرگ جونم. خاله ها همه خوبن خیلی خوب. حتی وقتی قیافه میگیرن می خوام بپرم بغلشون ماچشون کنم و داد بزنم دوست دارم خاله جونم. خاله ها همیشه مهربونی مادرانه دارن. ازون مهربونی ها که زیاد به دل میشینه. 

راستی من بلاخره یه دوست پیدا کردم. تو ارایشگاهی که همیشه می رفتم با عروس خانم آرایشگر دوست شدم.  فکر می کردم هم سن و سالیم ولی خوب چهار سال کوچگتر از منه.  باور نمی کرد ازدواج کردم چه برسه به بچه!






نوع مطلب :




( کل صفحات : 122 )    1   2   3   4   5   6   7   ...