درباره وبلاگ


وجودم ضرورتی نداره اما مثل خیلی از غیر ضروری ها هستم و گهگاه قلم به دست می گیرم برای فرار از یاد آوری بودنی که به شدن نرسید

instagram: andarooni

مدیر وبلاگ : خانم کاف
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اندرونــی
وبــلاگ شخصی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 28 آذر 1393 :: نویسنده : خانم کاف
 چند وفت پیش شرایطی پیش آمد که یاد ضرب المثل قدیمی "حرف راست و از دهن بچه بشنو" افتادم و دانستم که هنوز این صفت کودکانه رو ترک نکردم. با خودم گفتم یعنی خیلی بده؟

تو رابطه با زبل خان از خودم راضی م. از اون هم. هر چی بود گذشت. بد هم نگذشت. آخر خوبی هم داشت. هیچکس آسیبی از دیگری ندید. ولی زبل خان بای کردن و پاک فراموش کرده.  اون فقط در و باز کرد و، رفت! انگار نه خانی آمده نه خانی رفته. این صفت آدم بزرگاس. و من فهمیدم خیلی از صفات آدم بزرگارو نمی تونم یاد بگیرم.  قهمیدم آدم بزرگا یه وقتایی قلبشون از سنگه. همیشه به فکر خودشونن. هر کی باشون دوست باشه خوبه و غیر دوستا همه بد ِ مادرزادن. فهمیدم کمک به هم نوع و مهربونی کشکه. شازده کوچولو آدم بزرگا واقعا که ترسناکن




نوع مطلب : غلط پندار کاف، 


پنجشنبه 27 آذر 1393 :: نویسنده : خانم کاف
داشتن یا نداشتن
دم از جلو
 مسئله این است...






نوع مطلب : روزهای کاف، 


چهارشنبه 26 آذر 1393 :: نویسنده : خانم کاف
دلی دارم که دلداری ندارد
متاع من خریداری ندارد

شاعر؟




نوع مطلب : شعرکده، 


چهارشنبه 26 آذر 1393 :: نویسنده : خانم کاف
وقتی میم دیر میاد من و فرن کلافه و بی حوصله‌ایم. مث امشب. مث تموم شب های هفته های اتی




نوع مطلب : روزهای کاف، 


سه شنبه 25 آذر 1393 :: نویسنده : خانم کاف
نه سفیدی برف و تحسین کن نه سیاهی کلاغ و لعنت

فقط به عدالت شک کن




نوع مطلب :


دوشنبه 24 آذر 1393 :: نویسنده : خانم کاف
چقدر دلم یه دوست صمیمی و جون جونی می‌خواد. بلد نیستم  چجوری باید دوست پیدا کرد :((




نوع مطلب : روزهای کاف، 


چهارشنبه 19 آذر 1393 :: نویسنده : خانم کاف
  واسم مهمه تنهایی نپوسی
بگو می‌خوای زودی منو ببوسی


+ از ترانه ای که امروز تراوید 



نوع مطلب : شعر کاف، 


چهارشنبه 19 آذر 1393 :: نویسنده : خانم کاف
چه بگویم من بی حاصل کم‌گوی خجل
که در این ورطه کشاندند مرا بی حامی

دست ها بود در این حادثه و غارتگر
بچه روباه کژ‌اندیش و خیال خامی

از غزلی نا تمام




نوع مطلب : شعر کاف، 


چهارشنبه 19 آذر 1393 :: نویسنده : خانم کاف
پرنده ای اما اسیر کوچک خودت
همیشه هم می رسی به هیچ و پوچ خودت


+بد نیست برای وبلاگ همیشه متن که پستی  ش  هم صوتی شود. شعر فوق العاده از حسین صفا




نوع مطلب : پراکنده، 


چهارشنبه 19 آذر 1393 :: نویسنده : خانم کاف
ماده الاغ گوشه ی طویله کز کرده بود و گوش های مخملی بزرگشو تیز. تیز که شاید بشنوه. چی رو نمی دونم. یعنی خودش هم نمی دونه. منتظره فقط. یه جور انتظار ملال آور که از خستگی زیاد سر می زنه. دید خواب به چشاش نمیاد. هی زل زد به تاریکی و فکر کرد به یونجه هایی که تو روز نخورد. که نه لگد کرد، نه خورد. فقط تو خاک های اونور نشست و زل زد بشون که وقتی یه نسیم یواش میاد چه قشنگ تاب می خورن و رو دوستاشون می افتن و هر هر می خندن.  الاغ لبخند زده بود.  لبخند، بعد هلک هلک خودش و رسونده بود به طویله و غمبرک، غمبرکی شاید در فراق دلبرک، کسی چه می‌دانست؟ خودش هم حتی نمی‌دانست.




نوع مطلب : کاف نوشت، 




( کل صفحات : 55 )    1   2   3   4   5   6   7   ...